تبليغاتX
عاشقانه زيستن
ح
+ نوشته شده توسط الهه،سپيده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 17:41 |

دوستان باز هم سلام براستي تا چه حد عملكرد مان براي ما مهم بوده است ؟وتا چه حد سعي كرده ايم اين عملكرد خود را مورد پرسش قرار دهيم ؟وحتي چگونه سعي ميكنيم از خالق خود يعني خداي واحد نتيجه عملكرد خود را بپرسيم؟و اصلا چه روشي را شما براي اين پرسش پيشنهاد مي فر مائيد

 حال بهتر است براي روشن تر شدن مطلب داستان زير را مرور بفر مائيد ونظر خود را نيزدر پايان مطرح نمائيد

 

 پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد."

پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

 پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"

پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه". 

 

+ نوشته شده توسط الهه،سپيده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 12:33 |


Powered By
BLOGFA.COM