تبليغاتX
عاشقانه زيستن

 

 

" انسان عزیز است چه که در کل ایه حق موجود و لکن خود را اعلم  و ارجح و افضل و اتقی  و ارفع دیدن خطایی است کبیر. طوبی از برای نفوسی که بطراز این اتحاد مزینند و من عند الله موفق گشته اند"   ادعیه حضرت محبوب 7-396

+ نوشته شده توسط الهه،سپيده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 و ساعت 16:19 |
 

 گدایی سی سال کنار جاده ای نشسته بود . روزی غریبه ای از کنار او گذشت . گدا مثل همیشه کاسه خود را به سوی او گرفت و  از او درخواست پول کرد . غریبه گفت چیزی ندارم به تو بدهم . آنگاه از او پرید آن چیست که رویش نشسته ای ؟  

گدا گفت هیچ . یک صندوق قدیمی . تا آنجا که یادم می آید روی همین صندوق نشسته ام و گدایی کرده ام . ... غریبه گفت آیا تا کنون داخل صندوق را دیده ای ؟ گدا جواب داد ؛ نه  برای چه باید داخلش را ببینم ؟   غریبه اصرار کرد  که او داخل صندوق را نگاهی بیاندازد و گدا کنجکاو شد و سعی کرد در صندوق را باز کند . ناگهان در صندوق باز شد و گدا با حیرت و ناباوری و شادمانی دید که صندوق پر از جواهر است .  

   من همان غریبه اما که چیزی ندارم به تو بدهم . اما به تو می گویم نگاهی به درون بینداز . نه درون صندوق بلکه درون خویش .  

 صدایت را می شنوم که می گویی  اما من گدا نیستم . اما همه کسانی که ثروت حقیقی خویش را پیدا نکرده اند گدایند .  همان ثروتی که شادمانی از هستی است . همان چشمه ژرف که در درون می جوشد . 

  آن ها  اگر ملیون ها دلار پول نیز داشته باشند باز هم گدایند . این آدم ها با کاسه گدایی در دست بیرون از خویش پرسه می زنند تا از این و آن ذره ای لذت یا رضایت کسب کنند . آن ها اعتبار  امنیت و عشق می خواهند و نمی دانند که گنجی که  درون آن هاست بیش تر از همه آن چیز هایی است که دنیا می تواند به آن ها پیشکش کند .  

 

برگرفته از کتاب نیروی حال  نوشته اکهارت تول
 
+ نوشته شده توسط الهه،سپيده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 و ساعت 7:25 |
/
+ نوشته شده توسط الهه،سپيده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت 18:13 |

خرافات را از خود دور كنيم

باسلام بر شما دوستان گرامي شايد بسياري از ما آدمها به خرافات زيادي اعتقاد داشته باشيم براي مثال براي ما اتفاق بدي مي افتد به جاي طلب تائيد از خداوند وتلاش عقلاني براي از ميان بر داشتن مشكل وجلوگيري از تكرار ان اتفاق ، مي گوئيم فلاني چشم شوري داشت يا امروز روز بدي بود ويا ... ولي به نظر من بهتر است در بسياري از موارد به جاي خرافات به دليل منطقي اتفاقات فكر كنيم چون خرافات يكي از موانع مهم پيشرفت انسان ها وجوامع بوده است  نظر شما چيست ؟ اما بهتر است داستان زير را هم مرور بفر مائيدموفق باشيد.

 

چند وقتي بود در بخش مراقبت هاي ويژه يك بيمارستان معروف، بيماران يك تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهاي يكشنبه جان مي سپردند و اين موضوع ربطي به نوع بيماري و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. اين مسئله باعث شگفتي پزشكان آن بخش شده بود به طوري كه بعضي آن را با مسائل ماوراي طبيعي و بعضي ديگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد ديگر در ارتباط مي دانستند. كسي قادر به حل اين مسئله نبود كه چرا بيمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهاي يكشنبه مي ميرد. به همين دليل گروهي از پزشكان متخصص بين المللي براي بررسي موضوع تشكيل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصميم بر اين شد كه در اولين يكشنبه ماه، چند دقيقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذكور براي مشاهده اين پديده عجيب و غريب در محل و ساعت موعود پنهان شوند ، بعضي صليب كوچكي در دست گرفته وحشت زده بودند ، بعضي دوربين فيلمبرداري با خود آورده و ... دو دقيقه به ساعت ۱۱ مانده بود كه «پوكي جانسون» نظافتچي پاره وقت روزهاي يكشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حيات (Life support system) را از پريز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقي خود را به پريز زد و مشغول كار شد!!

 

 

+ نوشته شده توسط الهه،سپيده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388 و ساعت 12:50 |

حضرت بهاء الله مي فرمايند: " انسان برای اصلاح عالم خلق شده" و" شئونات درنده های ارض لايق انسان نبوده و نيست".

به راستي آيا از خود پرسيده ايم كه تا چه حد كارهاي روزانه ما در شان يك انسان حقيقي است ودرشئونات حيواني نمي گنجد ؟

 به نظر من اگر تمام بشر، انسانيت را ازخود آغاز كنند بسيار زود اين بيان حضرت بهاء الله تحقق مي يابد كه مي فر مايند :"اين نزاعهای بيهوده و جنگهای مهلک از ميان بر خيزد و صلح اکبر تحقّق يابد ."

+ نوشته شده توسط الهه،سپيده در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 8:38 |

صدق وراستي اساس جميع فضائل انساني است .’’

 

آياوقتي به هم دروغ مي گوئيم هرگز فكر كرده ايم كه با دروغ گفتن ازفضائل انساني دورمي شويم؟

 

براي گره گشائي مشكل خود به دروغ متمسك مي شويم ولي چرا غافليم كه مشكل گشاي حقيقي يعني آن خالق هستي  ما را از دروغ گوئي منع فرموده اگر دروغ نگوئيم آيااو قادر نيست مشكل ما را حل كند ؟ آيادروغ گفتن ما به اين معني نيست كه به قدرت او شك داريم ؟وآيا صداقت وراستگوئي به معني توكل واعتماد ما  نيست ؟

 

نظر خودتان  را راجع به داستان زير نيز بفر مائيد

 

 چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کرده‌اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضيح دهند . بنابر اين آنها براي توجيه غيبت در امتحانشان فكري كردند !
آنها به استاد گفتند : ما به شهر ديگری رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايی که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولانی نتوانستيم کسی را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم. استاد فکری کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سؤال خيلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال اين بود :
کدام لاستيک پنچر شده بود...؟!!

+ نوشته شده توسط الهه،سپيده در شنبه سوم مرداد 1388 و ساعت 11:23 |
 

 

دوستان وهم وطنان گرامي سلام

مثل هميشه سوالي دارم ايا فكر كرده ايد كه تا چه حد خوشبختيد؟قبل از پاسخ مطالب زير رالطفا مطالعه بفرمائيد

اگرجمعيت كل دنيا را 100 نفر فرض كنيم با يك محاسبه ساده و استفاده از قوانين تناسب به     درصد هاي زير مي رسيم:

از هر 100 نفر 6 نفر كل ثروت دنيا را دارند كه از آمريكاي شمالي هستند.

 از هر100 نفر 80 نفر در فقر زندگي مي كنند.

 از هر 100 نفر 50 نفر از سوء تغذيه خواهند مرد.

 از هر 100 نفر70 نفر مي توانند بخوا نند.

 از هر 100فقط يك نفر تحصيلات عالي دارد.

از هر 100نفر فقط يك نفر كامپيوتر دارد.

اگر شما هرگز مرگ خويشاوندي را در جنگ نديده  و هرگز برده نبوده ايد، بدانيد كه از 500 ميليون نفر ديگر خوشبخت تريد زيرا آن ها ديده اند.

اگر خوراكتان را در يخچال نگه مي داريد و پو شاكتان را در كمد ، اگر سقفي بالاي سر داريد وجايي براي خواب ، ‌‌‌‌‌ بدانيد از 57 درصد كل جمعيت دنيا ثروتمند تريد زيرا از هر100 نفر 57 نفر اين امكانات را ندارند.

اگر امروز كه بيدار شديد بيشتر احساس سلامت كرديد تا مريضي، شما خوشبخت تراز يك ميليون نفري هستيد كه تا آخر اين هفته بيشتر زنده نيستند.

 اگر هيچ وقت خطر جنگ و تنهايي زندان را حس نكر ده ايد، در شمار 500 ميليون نفر آدم خوشبخت دنيا هستيد. اگر مي توانيد در يك جلسه مذهبي شركت كنيد بدون اينكه اذيت و آزار، دستگيري، شكنجه و وحشت از مرگ داشته باشيد خوشبخت تر از سه ميليون نفر در جهان هستيد. كه با ترس و لرز و بيم از مرگ در مراسم مذهبي شركت     مي كنند.

اگر در جيب يا كيف خود پول داريد و مي توانيد گاهي كمي پول خرج كنيد ،جزو 8 در صد آدم هاي پولدار دنيا هستيد. اگر پدرو مادرتان هنوز زنده اند و هنوز با هم زندگي مي كنند واقعاً در نعمت به سر مي بريد.

اگر سرتان را بالا مي گيريد ولبخند مي زنيد و احساس خوبي داريد، خوشبخت هستيد ، چون خيلي ها مي توانند اين كار را بكنند، ولي اكثراً نمي كنند.

پس قدر خوشبختي خود را بدانيد و حداقل شكر گذار خدا باشيم.

 

+ نوشته شده توسط الهه،سپيده در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 9:50 |


Powered By
BLOGFA.COM