<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عاشقانه زيستن  </title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/</link>
<description>نظرات جوان بهائی </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 23 Sep 2009 06:56:20 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دلش‌ يك‌ حوض‌ كوچك‌ لاجوردي‌ مي‌خواست</title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>دلش‌ يك‌ حوض‌ كوچك‌ لاجوردي‌ مي‌خواست. و شبستاني‌ كه‌ گوشه‌ گوشه‌اش‌ مهر و تسبيح‌ و چادر نماز است.&lt;BR&gt;دلش‌ هواي‌ محله‌اي‌ قديمي‌ را كرده‌ بود. با پيرزن‌هايي‌ ساده‌ و مهربان‌ كه‌ منتظر غروب‌اند و بي‌تاب‌ حي‌ علي‌الصلاة.&lt;BR&gt;اما محله‌شان‌ مسجد نداشت...&lt;BR&gt;فرشته‌ها كه‌ خيال‌ نازك‌ و آرزوي‌ قشنگش‌ را مي‌ديدند، به‌ او گفتند: «حالا كه‌ مسجدي‌ نيست، خودت‌ مسجدي‌ بساز».&lt;BR&gt;او خنديد و گفت: چه‌ محال‌ زيبايي، اما من‌ كه‌ چيزي‌ ندارم. نه‌ زميني‌ دارم‌ و نه‌ تواني‌ و نه‌ ساختن‌ بلدم.&lt;BR&gt;فرشته‌ها گفتند: اين‌ مسجد از جنسي‌ ديگر است. مصالحش‌ را تو فراهم‌ كن، ما مسجدت‌ را مي‌سازيم.&lt;BR&gt;او اما تنها آهي‌ كشيد.&lt;BR&gt;و نمي‌دانست‌ هر بار كه‌ آهي‌ مي‌كشد، هر بار كه‌ دعايي‌ مي‌كند، هر بار كه‌ خدا را زمزمه‌ مي‌كند، هر بار كه‌ قطره‌ اشكي‌ از گوشه‌ چشمش‌ مي‌چكد، آجري‌ بر آجري‌ گذاشته‌ مي‌شود. آجرِ‌ همان‌ مسجدي‌ كه‌ او آرزويش‌ را داشت.&lt;BR&gt;و چنين‌ شد كه‌ آرام‌آرام‌ با كلمه، با ذكر، با عشق‌ و با دعا، با راز و نياز، با تكه‌هاي‌ دل‌ و پاره‌هاي‌ روح، مسجدي‌ بنا شد. از نور و از شعور. مسجدي‌ كه‌ مناره‌اش‌ دعايي‌ بود و هر كاشي‌ آبي‌اش، قطره‌ اشكي.&lt;BR&gt;او مسجدي‌ ساخت‌ سيال‌ و باشكوه‌ و ناپيدا، چونان‌ عشق. و هر جا كه‌ مي‌رفت، مسجدش‌ با او بود. پس‌ خانه‌ مسجدي‌ شد و كوچه‌ مسجدي‌ شد و شهر مسجدي.&lt;BR&gt;آدم‌ها همه‌ معمارند. معمار مسجد خويش، نقشه‌ اين‌ بنا را خدا كشيده‌ است. مسجدت‌ را بنا كن، پيش‌ از آن‌ كه‌ آخرين‌ اذان‌ را بگويند</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 06:56:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار</title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>&gt;  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *&lt;BR&gt;&gt; جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ،&lt;BR&gt;&gt; که اثر انگشت خداوند بر همه چیز&lt;BR&gt;&gt; هست . . .</description>
<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 21:29:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخاب با توست </title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&gt; انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی :
&gt; صبح به خیر خدا جان
&gt; یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح
&gt; شده . .
</description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 13:03:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همیشه یادمان باشد</title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&gt;  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *&lt;BR&gt;&gt; همیشه یادمان باشد که زندگی&lt;BR&gt;&gt; پیمودن راهی برای رسیدن به خداست&lt;BR&gt;&gt; و قدم هایمان باید طوری باشد که&lt;BR&gt;&gt; حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود . .</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 16:05:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زیباترین حکمت دوستی</title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-81.aspx</link>
<description>زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم&lt;BR&gt;بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .&lt;BR&gt;                و&lt;BR&gt;دوست داشتن بهترین شکل مالکیت&lt;BR&gt;و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن&lt;BR&gt;است . . .</description>
<pubDate>Wed, 26 Aug 2009 06:17:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=81</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-81.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از انسانها غمی به دل نگیر؛ </title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-80.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&gt;  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *&lt;BR&gt;&gt; از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا&lt;BR&gt;&gt; خود نیز غمگین اند؛&lt;BR&gt;&gt; با آنکه تنهایند ولی از خود&lt;BR&gt;&gt; میگریزند زیرا به خود و به عشق خود&lt;BR&gt;&gt; و به حقیقت خود&lt;BR&gt;&gt; شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه&lt;BR&gt;&gt; دوستت نداشته باشند . . .&lt;BR&gt;  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *</description>
<pubDate>Mon, 24 Aug 2009 06:43:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=80</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-80.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انسان عزیز است</title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot; انسان عزیز است چه که در کل ایه حق موجود و لکن خود را اعلم  و ارجح و افضل و اتقی  و ارفع دیدن خطایی است کبیر. طوبی از برای نفوسی که بطراز این اتحاد مزینند و من عند الله موفق گشته اند&quot;   ادعیه حضرت محبوب 7-396&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Aug 2009 12:48:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من همان غریبه </title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=post id=table4 cellSpacing=0 cellPadding=0 width=&quot;80%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;PADDING-RIGHT: 5px; PADDING-LEFT: 10px&quot; bgColor=#fdece3&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;PADDING-RIGHT: 5px; PADDING-LEFT: 5px&quot; vAlign=top&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT style=&quot;FONT-SIZE: 9pt&quot; color=#290d05&gt;
&lt;P align=justify&gt; گدایی سی سال کنار جاده ای نشسته بود . روزی غریبه ای از کنار او گذشت . گدا مثل همیشه کاسه خود را به سوی او گرفت و  از او درخواست پول کرد . غریبه گفت چیزی ندارم به تو بدهم . آنگاه از او پرید آن چیست که رویش نشسته ای ؟   &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گدا گفت هیچ . یک صندوق قدیمی . تا آنجا که یادم می آید روی همین صندوق نشسته ام و گدایی کرده ام . ... غریبه گفت آیا تا کنون داخل صندوق را دیده ای ؟ گدا جواب داد ؛ نه  برای چه باید داخلش را ببینم ؟   غریبه اصرار کرد  که او داخل صندوق را نگاهی بیاندازد و گدا کنجکاو شد و سعی کرد در صندوق را باز کند . ناگهان در صندوق باز شد و گدا با حیرت و ناباوری و شادمانی دید که صندوق پر از جواهر است .   &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;   من همان غریبه اما که چیزی ندارم به تو بدهم . اما به تو می گویم نگاهی به درون بینداز . نه درون صندوق بلکه درون خویش .   &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; صدایت را می شنوم که می گویی  اما من گدا نیستم . اما همه کسانی که ثروت حقیقی خویش را پیدا نکرده اند گدایند .  همان ثروتی که شادمانی از هستی است . همان چشمه ژرف که در درون می جوشد .  &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;  آن ها  اگر ملیون ها دلار پول نیز داشته باشند باز هم گدایند . این آدم ها با کاسه گدایی در دست بیرون از خویش پرسه می زنند تا از این و آن ذره ای لذت یا رضایت کسب کنند . آن ها اعتبار  امنیت و عشق می خواهند و نمی دانند که گنجی که  درون آن هاست بیش تر از همه آن چیز هایی است که دنیا می تواند به آن ها پیشکش کند .   &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;برگرفته از کتاب نیروی حال  نوشته اکهارت تول &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Aug 2009 03:54:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>/</description>
<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 14:43:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خرافات را از خود دور كنيم</title>
<link>http://dosttii.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;خرافات را از خود دور كنيم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باسلام بر شما دوستان گرامي شايد بسياري از ما آدمها به خرافات زيادي اعتقاد داشته باشيم براي مثال براي ما اتفاق بدي مي افتد به جاي طلب تائيد از خداوند وتلاش عقلاني براي از ميان بر داشتن مشكل وجلوگيري از تكرار ان اتفاق ، مي گوئيم فلاني چشم شوري داشت يا امروز روز بدي بود ويا ... ولي به نظر من بهتر است در بسياري از موارد به جاي خرافات به دليل منطقي اتفاقات فكر كنيم چون خرافات يكي از موانع مهم پيشرفت انسان ها وجوامع بوده است  نظر شما چيست ؟ اما بهتر است داستان زير را هم مرور بفر مائيدموفق باشيد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چند وقتي بود در بخش مراقبت هاي ويژه يك بيمارستان معروف، بيماران يك تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهاي يكشنبه جان مي سپردند و اين موضوع ربطي به نوع بيماري و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. اين مسئله باعث شگفتي پزشكان آن بخش شده بود به طوري كه بعضي آن را با مسائل ماوراي طبيعي و بعضي ديگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد ديگر در ارتباط مي دانستند. كسي قادر به حل اين مسئله نبود كه چرا بيمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهاي يكشنبه مي ميرد. به همين دليل گروهي از پزشكان متخصص بين المللي براي بررسي موضوع تشكيل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصميم بر اين شد كه در اولين يكشنبه ماه، چند دقيقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذكور براي مشاهده اين پديده عجيب و غريب در محل و ساعت موعود پنهان شوند ، بعضي صليب كوچكي در دست گرفته وحشت زده بودند ، بعضي دوربين فيلمبرداري با خود آورده و ... دو دقيقه به ساعت ۱۱ مانده بود كه «پوكي جانسون» نظافتچي پاره وقت روزهاي يكشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حيات (Life support system) را از پريز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقي خود را به پريز زد و مشغول كار شد!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 30 Jul 2009 09:20:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dosttii&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>dosttii</dc:creator>
<guid>http://dosttii.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
